زمان های به یاد هم بودن و باهم بودن را سپری کردیم
هردو پیر خرابات این زندگی زشت زیبا گشته ایم
من که نادیدم زه این دوری پنهان و پیغام و انتظار
بیا خبرت را بگو که تن خسته ی بدی های زندگی گشته ایم
طنین باران...ما را در سایت طنین باران دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 139 تاريخ: يکشنبه 5 آبان 1398 ساعت: 1:16
خوبم
فقط تا دیوانگی چند قدمی مونده ، شکر خدا
دارم همایون گوش میدم آهنگ قلاب .
سعدی چو جورش می بری ، نزدیک او دیگر مرو
ای بی بصر ، من می روم ؟ ! او میکشد قلاب را
طنین باران...
ما را در سایت طنین باران دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 139 تاريخ: يکشنبه 5 آبان 1398 ساعت: 1:16